ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : دامغاني )

438

الأخبار الطوال ( فارسي )

هر كس از سپاهيان را كه مىخواهى با نظر خويش برگزين و دستور داد ديوان سپاهيان را در اختيار او گذاشتند و او شصت هزار تن از سواران دلير را برگزيد و براى آنان مقررى وضع كرد و اسلحه داد و امين به او فرمان حركت داد . على بن عيسى همراه سپاه خود حركت كرد امين هم سوار شد و به سفارش كردن به او پرداخت گفت تمام سران و فرماندهانى را كه در خراسانند گرامى دار و نيمى از خراج مردم خراسان را ببخش و بر هيچ كس كه شمشير به روى تو كشد يا به لشكر تو تيرى اندازد رحم مكن و او را باقى مگذار و از روزى كه پيش مامون رسيدى بيش از سه روز او را مهلت مده و پيش من روانه اش ساز . هنگامى كه على بن عيسى براى خدا حافظى به حضور زبيده آمد زبيده به او گفت ، هر چند محمد امين پسر من و ميوه دل من است ولى نسبت به عبد الله مامون هم محبت بسيار در دل من است و اين من بودم كه او را پرورش دادم و نسبت به او مهر مىورزم برحذر باش كه مبادا ناخوشايندى از تو نسبت به او سرزند يا آنكه پيشاپيش او حركت كنى بلكه هر گاه با هم راه مىرويد بايد پشت سرش حركت كنى و اگر ترا فراخواند بگو گوش به فرمانم و هرگز پيش از او سوار مشو و چون خواست سوار شود ركابش را بگير و بزرگداشت و احترام نسبت به او را آشكار كن . زبيده آنگاه زنجيرى سيمين به او داد و گفت اگر عبد الله مامون از آمدن خوددارى كرد او را با اين زنجير ببند . محمد امين پس از اينكه سفارشهاى خود را در همه موارد به على بن عيسى انجام داد برگشت . على بن عيسى بن ماهان حركت كرد و چون به حلوان رسيد با كاروانى كه از رى بازمىگشت برخورد و از ايشان درباره طاهر پرسيد ، آنان به او گفتند طاهر براى جنگ آماده مىشود ، على بن عيسى گفت طاهر چيست و كيست ؟ همين كه به او خبر برسد كه من از دروازه همدان گذشته‌ام رى را خالى و ترك خواهد كرد . على حركت كرد و چون همدان را پشت سر گذاشت به كاروان ديگرى برخورد و از ايشان هم پرسيد گفتند طاهر مقررى سپاهيان خود را پرداخته و بانان